ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
198
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
آن معركه منهزم شده ، جماعتى هم از آنها اسير شدند . منهزمين در بازگشت به بساسيرى خبر از كثرت نفرات اعراب دادند . او برگشت و به مقصد نرسيد . از آن سوى طايفهاى از بنى عيسى ، بين صرصر و بغداد بكمين نشسته كه در سواد شهر بناى فساد گذارند ، اتفاقا يكى از بزرگان فرماندهان ترك به آن نقطه رسيد ، آنها از كمينگاه بيرون آمدند او و گروهى از يارانش را كشتند ، و ببغداد حملهور شدند . شهر از حملهء آنها تكان خورد . و با وجود معتمد الدوله قرواش ( در محاصره تكريت ) وحشت همه را دربر گرفت . جلال الدوله سپاهيان گرد آورد و به انبار رفت ، كه تعلق به قرواش داشت . قصدش گرفتن انبار از قرواش بود . و ميخواست متصرفات ديگر هم كه قرواش در عراق دارد بگيرد . همين كه جلال الدوله و سپاهيانش به انبار رسيدند ، اهالى آنجا درها به روى آنها بستند و ياران قرواش با آنان جنگيدند ، قرواش هم با زبدهاى از همراهان به عزم قتال از تكريت بدان صوب روى نهاد . جلال الدوله همين كه در انبار فرود آمد دچار كمبود علوفه گرديد ، گروهى از سپاهيان و اعراب به حديثه رفتند كه آنچه كمبود دارند از آنجا جلب كند ، در آن ناحيه گروه بسيارى از اعراب بر آنها تاختند ، بعضىشان منهزم شدند و باردوگاه برگشتند و عربها آنچه از چارپايان حامل سيورسات براى اردوگاه بود غارت نمودند . راهنماى محمولات المرشد ابو الوفاء بود . وى سركردگى فوجى از سپاهيان را داشت كه براى آوردن سيورسات رفته بودند . در ايلفار عربها او پايدارى كرد و گروهى كه همراهش بودند پافشارى نمودند . خبر به جلال الدوله رسيد كه المرشد ابو الوفاء در جنگ و ستيز است وى سلامتى خود و پايدارى در برابر اعراب را بوى اطلاع داد ، و پيام داده بود كه با او در جنگ هستند و طلب يارى كرد . پادشاه با سپاهى خود را بوى رساند . اعراب از رسيدن به او زبون گرديدند و پس از حملاتى چند كه كردند و پايدارى كه وى با كمى همراهان در برابر حملات آنها نمود . برگشتند . در آن اثناء ميان عقيل و قرواش اختلاف پديد آمد . و قرواش به جلال الدوله نامه نوشت و طلب رضايت خاطر او كرد و پيشكشهائى تقديم داشت و اصلاح احوال نمود و به طاعت خود بازگشت و هم سوگند شدند و هر كدام به محل خود بازگشت .